ص مف

دانسته

(نِ تِ یا تَ) (ص مف.)
۱- آن چه که مورد آگاهی و اطلاع است.
۲- معلوم.
۳- مشهور.
۴- توانسته.

    دالبر

    (بُ) (ص مف.) برشی به شکل هفت “۷” و هشت “۸” که جهت زیبایی در لبه بعضی از لباس‌های زنانه و یا پرده داده می‌شود.

      دادباخته

      (تِ یا تَ) (ص مف.) کسی که حکم به نفع او نباشد، محکوم علیه، مق داد برده.

        دادبرده

        (بُ دِ) (ص مف.) کسی که حکم به نفع او داده شده باشد. مق داد باخته.

          خورده

          (خُ دِ) (ص مف.) چیزی که از گلو فرو رفته و بلعیده شده.

            خوانده

            (خا دِ) (ص مف.)
            ۱- قرائت شده.
            ۲- دعوت شده.
            ۳- احضار شده، فراخوانده.

              خواه

              (خا)
              ۱- (ریش.) امر و ریشه «خواستن»
              ۲- (ص فا.) در برخی ترکیبات به معنی «خواهنده» آید: خیرخواه، هواخواه.
              ۳- (ص مف.) در بعضی کلمات به معنی «خواسته» آید: دلخواه.

                پیمایش به بالا