ص مف

چشم زده

(~. زَ دِ) (ص مف.) کسی که آسیبی از چشم بد به او رسیده باشد.

    چسبیده

    (چَ دِ) (ص مف.)
    ۱- متصل شده.
    ۲- میل کرده، منحرف شده.

      چخیده

      (چِ دِ) (ص مف.)
      ۱- کوشیده.
      ۲- ستیزه کرده شده.
      ۳- دم زده.

        جویده

        (جَ دِ) (ص مف.) آن چه که زیر دندان نرم و خرد شده باشد.

          جوشانده

          (دِ) (ص مف.) گیاهی دارویی که آن را در آب جوشانیده سپس آب آن را صاف کرده برای معالجه به کار برند.

            جن زده

            (جِ زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) کسی که دچار صرع باشد، دیوانه.

              جسته

              (جَ تِ)(ص مف.)
              ۱- طلب شده.
              ۲- یافته.

                توخته

                (خِ یا خْ تِ) (ص مف.)
                ۱- جسته.
                ۲- ادا شده، گزارده.

                  پیمایش به بالا