(~. وَ دِ)(ص مف.)۱ – پرورش داده، برکشیده. ۲- اجابت شده.
(~. تِ) (ص مف.) ۱- برگشته. ۲- پیچیده. ۳- تاب آورده.
(~. اَ تَ) (ص مف.) تحریک شده، تحریض گردیده.
(~. رَ تَ یا تِ) (ص مف.) نابود شده.
(بَ دِ)(ص مف.) پنبه زده شده ؛ حلاجی شده.
(بَ دِ)(ص مف.)۱ – گداخته. ۲- پژمرده. ۳- رنجیده.
(بَ دِ) (ص مف.) ۱- عطا شده. ۲- عفو شده.
(یِ تِ) [ په. ] (ص مف.) واجب، لازم.
(دِ) (ص مف.) نمو کرده، رشد یافته.
(تِ) (ص مف.) ۱- تابیده شده. ۲- پارچه. ۳- فرش. ؛ ~ نبودن به پای کسی شایسته آن کس نبودن.