وصله چسباندن
(~. چَ دَ) [ ع – فا. ]
۱- (مص م.) پینه زدن.
۲- (عا.) تهمت زدن.
(وِ وِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- آواز کردن زنبور، مگس و غیره.
۲- حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.
(وِ رُ وِ) (اِمر.) (عا.) تلقین، تکرار، پرحرفی. ضرب المثلی در مقام استهزا کردن تحصیل علم گویند.
و ورمال (وَ رُ وَ) (ص فا.) (عا.) = وردارنده و ورمالنده: کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد، مال مردم خور.