عامیانه

مرنو

(مِ نُ) (اِصت.) (عا.) صدای گربه (خاصه صدایی که گربه در هنگام مست شدن و طلب جنس مخالف برآورد).

    مرتیکه

    (مَ کِ) (اِ.) (عا.) = مردیکه: مرد (در مقام تحقیر و توهین به کار می‌رود).

      مجیز

      (مَ) (اِ.) (عا.) تملق، چرب زبانی. ؛~ کسی را گفتن تملق او را گفتن.

        مچل

        (مَ چَ) (ص.) (عا.) کسی که مورد تمسخر عده‌ای قرار گرفته باشد.

          متلک

          (مَ تَ لَ) (اِ.) (عا.) سخنی که از روی شوخی و طعنه به کسی گفته می‌شود.

            متل

            (مَ تَ) (اِ.) (عا.)
            ۱- افسانه، داستان کوتاه.
            ۲- مَثَل.
            ۳- سخنی که از روی شوخی گفته شود.

              متحمل شدن

              (~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
              ۱- تحمل کردن.
              ۲- (عا.) اعتنا نکردن، به روی خود نیاوردن.

                مانده علی

                (دِ عَ) (اِمر.) (عا.) پدر و مادری که هر چه بچه پیدا کنند زود بمیرد، اسم بچه آخری را… اگر پسر باشد، «آقاماندی» یا «خدابگذار» یا «مانده علی» می‌نامند.

                  پیمایش به بالا