عامیانه

یقه سفید

(~. س) [ تر – فا ] (ص مر.)
۱- (عا.) کارمند دفتری یا دارای شغلی که مستلزم آلودگی دست و لباس نیست.
۲- (عا.) کسی که دستش به دهانش می‌رسد.

    یخ کردن

    (~. کَ دَ) (مص ل.)
    ۱- بسیار سرد شدن.
    ۲- (عا.) کنایه از: بسیار متعجب شدن.
    ۳- وا رفتن، دمغ شدن.

      یبس

      (یُ) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) خشکی.
      ۲- (ص.) (عا.) بدخلق، بدمعاشرت.

        یامان

        [ تر. ] (اِ.) (عا.) نوعی باد است که اگر بیاید یا کسی بدان مبتلا گردد مایه مرگ او می‌شود.

          یارو

          (اِ.) (عا.)
          ۱- فلان، شخصی که نزد گوینده و شنونده هر دو شناخته‌است و به جهتی خواه اختصار کلام و خواه تمایل به آن که دیگران شخص مورد نظر را نشناسند گفته می‌شود.
          ۲- تعبیر استخفاف آمیز از کسی.

            یادگاری

            (اِ.)
            ۱- آن چه به عنوان یادگار و یادبود باشد.
            ۲- (عا.) هر چیز که به عنوان یادبود و هدیه به کسی دهند.
            ۳- آن چه بر در و دیوارها نویسند یا بر تنه درختان کنده کاری کنند. ؛ ~ نوشتن نوشتن خط وجمله یا شعری بر در و دیوار بناها یا در دفتر کسی.

              Scroll to Top