عامیانه

لولیده

(دِ) (اِمف.)
۱- (عا.) در جای خود جنبیده.
۲- به آهستگی رفت و آمد کرده.

    له له زدن

    (لَ لَ. زَ دَ) [ ازع. ] (عا.)
    ۱- بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و به سرعت از دهان بیرون آوردن.
    ۲- بسیار تشنه بودن.
    ۳- زبان بیرون آوردن سگ و نفس زدن وی با صدا و سرعت براثر تشنگی یا گرما.
    ۴- ملتهب بودن از شدت گرما.

      لن ترانی

      (لَ تَ) [ ع. ] (جمله فعلیه.)
      ۱- هرگز مرا نبینی.
      ۲- (اِ.) (عا.) متلک، سخن درشت و پرخاش آمیز.

        پیمایش به بالا