عامیانه

لک و لک کردن

(لِ کُ لِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- کاری را آهسته و به تأنی انجام دادن.
۲- با رنج و تهیدستی عمر گذرانیدن.

    لک آوردن

    (لَ. وَ دَ) (مص ل.) (عا.) نقطه‌ای از سفیدی یا سیاهی و یا سرخی در چشم ظاهر شدن.

      لک برداشتن

      (لَ. بَ تَ) (مص ل.) (عا.) قسمتی از میوه که بر اثر آسیب و فساد به رنگ دیگری درآمدن.

        لقلقو

        (لَ لَ) (ص.) (عا.) شُل، سُست، لرزان، صفتی برای افراد بسیار پیر و فرتوت.

          Scroll to Top