عامیانه

کاسه کوزه دار

(~. ~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) (عا.) آن که خانه‌ای آماده برای قماربازی دارد؛ صاحب قمارخانه ؛ جیزگر.

    کاس کردن

    (کَ دَ) (مص م.) (عا.) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن، امان وی را بریدن.

      کاره

      (~.)
      ۱- (ص نسب.) مستعد، لایق کار.
      ۲- (عا.) صاحب شغل و مقام.

        قیه

        (ق یِ) (اِ.) (عا.) جیغی که از روی خوشحالی کشیده شود.

          پیمایش به بالا