عامیانه

غار

و غور (رُ) [ ع. ] (اِمر.) (عا.) = قار و قور: صدایی که در هنگام گرسنگی از شکم شنیده شود.

    عینهو

    (ع یْ نَ)(ق.)(عا.) کاملاً شبیه، درست مانند کسی یا چیزی دیگر.

      عوضی

      (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.)۱ – اشتباهی، نادرست.
      ۲- (عا.) بدخُلق، بدرفتار.
      ۳- نالایق، بی شخصیت.

        عملی

        (عَ مَ) [ ع. ] (ص نسب.)
        ۱- آن چه که به مرحله عمل درمی آید.
        ۲- شدنی، قابل اجرا.
        ۳- (عا.) معتاد.

          علی الله

          (~. لا) (ق مر.) گرفته شده از عربی به معنای
          ۱- پناه بر خدا، توکل به خدا.
          ۲- (عا.) هرچه باداباد.

            علاف

            (عَ لّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
            ۱- علوفه فروش.
            ۲- برنج فروش.
            ۳- (عا.) بیکار، باطل.

              علافی

              (~.) [ ع – فا. ]
              ۱- (حامص.) برنج – فروشی، علوفه فروشی.
              ۲- (عا.) هرزه گردی، بیهودگی، بیکاری.

                پیمایش به بالا