عامیانه

هله و هوله

(هَ لِ هُ ل) (اِمر.) (عا.) خوردنی‌های بی خاصیت که موجب سیری کاذب می‌شود.

    هفت بیجار

    (~ِ.) (اِمر.) (عا.) = هفته بیجار: نوعی ترشی که از هفت نوع سبزی درست شده‌است.

      هشلهف

      (هَ شَ هَ) (ص.) (عا.)
      ۱- بی نظم و ترتیب.
      ۲- بی معنی، بیهوده.

        هسبند شدن

        (هَ بَ. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) مفتون و حیران کسی شدن و همه اوقات خود را صرف او کردن.

          هسبند کردن

          (~. کَ دَ) (مص م.) (عا.) کسی را در فشار گذاشتن و با اصرار و ابرام و خواهش و تمنا به کاری وادار کردن.

            هزاری

            (هَ) (ق. کثرت) (عا.)
            ۱- هزار بار.
            ۲- مکرر، به دفعات بسیار.

              Scroll to Top