شکمو
(ش کَ) (ص مر.) (عا.) پرخور.
(شَ یا ش کَ) [ په. ] (اِ.)
۱- بخشی از بدن که بین قفسه سینه و لگن خاصره قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمتهایی از دستگاه ادرار است.
۲- باطن، درون.
۳- (عا.) آبستنی.
۴- واحدی برای شمارش تعداد زایمان.
۵- انحناء، قوس. ؛ ~از عزا درآوردن کنایه از: خوراک خوشمزه و فراوان خوردن. ؛ ~ را صابون زدن کنایه از: خود را برای خوردن چیزی آماده کردن.
(ش لَ) [ ع – فا. ] (عا.) ادا و اطوار با لب و لوچه و چشم و ابرو. ؛ ~ درآوردن ادا و اطوار درآوردن برای خنداندن و یا مسخره کردن.
(شَ قُّ لْ قَ مَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- شکافتن ماه که یکی از معجزات پیغمبر اسلام است.
۲- (عا.) کاری عجیب و خارق العاده.