عامیانه

رفیق باز

(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) (عا.) کسی که به دوستی ودوستان اهمیت بسیار می‌دهد.

    رفتن

    (رَ تَ) [ په. ] (مص ل.)
    ۱- روان شدن، حرک ت کردن.
    ۲- کوچ کردن، رحلت کردن.
    ۳- گذش تن، سپری شدن.
    ۴- مردن.
    ۵- تأثیر کردن.
    ۶- شدن، گذشتن.
    ۷- صورت پذیرفتن، انجام گرفتن.
    ۹- (عا.) شبیه بودن.
    ۱۰ – بی حال شدن.
    ۱۱ – انجام دادن.
    ۱۲ – قطع شدن، بریده یا کنده شدن.

      راسته

      (تِ)
      ۱- (ص.) راست، مقابل چپ.
      ۲- عادل.
      ۳- (اِ.) صِنف، رده.
      ۴- محله، ناحیه
      ۵- (عا.) گوشتی که به طور مستقیم و در دو جانب ستون فقرات حیوان قرار دارد.
      ۶- یکی از مدارج تقسیم بندی گیاهان یا جانوران.

        راست کردن

        (کَ دَ)(مص ل.)
        ۱- آماده شدن، آماده کردن.
        ۲- ترتیب دادن.
        ۳- مُسخّر کردن.
        ۴- (عا.) میل کردن، هوس کردن.
        ۵- مطابق کردن، برابر کردن.

          پیمایش به بالا