عامیانه

چوب زدن

(زَ دَ) (مص م.)
۱- کتک زدن.
۲- (عا.) قیمت گذاشتن و تقویم اجناس از طریق حراج. ؛~ حراج چیزی را زدن آن راحراج کردن یا بسیار ارزان فروختن.

    چندش

    (چِ دِ) [ په. ] (اِمص.) (عا.) حالت بیزاری که از دیدن چیز ناپسند به انسان دست می‌دهد.

      چم

      (چَ)
      ۱- (اِ.) رفتار به ناز، خرام.
      ۲- (عا.) رگ خواب یا نقطه ضعف هر کس.
      ۳- رمز به کار بردن چیزی یا تسلط یافتن بر کسی.

        چلغوز

        (چَ) = چلقوز:
        ۱- (اِ.) فضله مرغ خانگی، کبوتر و مانند آن‌ها.
        ۲- (عا.) برای توهین و تحقیر به افراد گفته می‌شود.

          چلفتی

          (چُ لُ) (ص.) (عا.) دست و پا چلفتی: بی عرضه، نالایق، بی دست و پا.

            پیمایش به بالا