چاله میدانی
(~. مِ) (ص نسب.)
۱- منسوب به چاله میدان محلهای در جنوب تهران.
۲- (عا.) تربیت نشده، لات.
۳- خالی از ادب، لات منشانه.
(~. مِ) (ص نسب.)
۱- منسوب به چاله میدان محلهای در جنوب تهران.
۲- (عا.) تربیت نشده، لات.
۳- خالی از ادب، لات منشانه.
(چَ) (ص.) = چهارچنگالی:
۱- انگشتان دست و پای جمع و خمیده شده.
۲- (عا.) ب ا تمام نیرو و اشتیاق و جدیت.
۳- با دو دست و دو پا.