تیز
[ په. ] (ص.)
۱- بُرنده.
۲- هر چیز که مزه آن تند باشد و زبان را بسوزاند، مانند فلفل.
۳- هوشیار، مراقب.۴ – (ق.) (عا.)سریع، فوری.
[ په. ] (ص.)
۱- بُرنده.
۲- هر چیز که مزه آن تند باشد و زبان را بسوزاند، مانند فلفل.
۳- هوشیار، مراقب.۴ – (ق.) (عا.)سریع، فوری.
(تُ) [ ع. ] (مص م.)
۱- کسی را به سوی دیگری فرستادن.۲ – نیک بیان کردن مطلبی.
۳- (عا.) سعی در موجه جلوه دادن کار یا حرف نابجا.
[ تر. ] (اِ.) = طوپ:
۱- یکی از سلاحهای آتشین جنگی که توسط آن گلولههای بزرگ را به مسافت دور پرتاب کنند.
۲- گوی لاستیکی انباشته از باد که با آن بازی کنند.
۳- واحد شمارشی برای پارچه.
۴- (عا.) کنایه از: وضعِ مالی خوب. ؛ ~ کسی پر بودن کنایه از: خشمگین بودن کسی که به حقانیت مدعای خ ود سخت مطمئن باشد.