عامیانه

پس شاشیدن

(پَ. دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- بد شدن حال پیش از بهبودی.
۲- عقب رفتن، تنزل کردن.

    پس انداختن

    (پَ. اَ تَ) (مص م.)
    ۱- تأخیر کردن.
    ۲- پس انداز کردن.
    ۳- (عا.) کنایه از: بچه به دنیا آوردن.

      پژردن

      (پِ ژُ دَ) (مص م.) (عا.) پرستاری کردن از کودک، پیر یا بیمار.

        پزوایی

        (پُ) (ص.) (عا.)
        ۱- سست و ضعیف به تن و به عقل و به فکر، بی حرکت و بی عمل، سخت ضعیف.
        ۲- بی حمیت.

          پرپر

          (پَ پَ) (اِمر.)
          ۱- صدا یا حالت پر زدن پرنده.
          ۲- (عا.) کنایه از: جان دادن و مردن.

            پیمایش به بالا