ق مر

به مجرد

(بِ. مُ جَ رَُ دِ) [ فا – ع. ] (ق مر.) در حال، بلافاصله.

    بنیز

    (بِ) (ق مر.)
    ۱- هرگز، حاشا.
    ۲- زود، به شتاب.
    ۳- ایضاً، نیز.

      بکلی

      (بِ کُ لّ) [ فا – ع. ] (ق مر.) کلاً، تماماً.

        بگاه

        (بِ) (ق مر.)
        ۱- به وقت، به موقع.
        ۲- صبح زود، هنگام فجر.

          برعکس

          (بَ عَ) [ فا – ع. ] (ق مر.) برخلاف، به عکس آن چه گفته شد.

            پیمایش به بالا