(یَّ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) قصد کردن، آهنگ کردن..
(تَ) (مص ل.) محتاج بودن.
(کَ دَ) (مص ل.) درخواست کردن، التماس نمودن.
(نَ دَ) (مص ل.) ۱- نالیدن، زاری کردن. ۲- جنبیدن، لرزیدن.
(~. تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) نایب بودن، جانشین بودن.
(دَ) (مص ل.) ۱- پژواک، بازگشتن صدا. ۲- فریاد کردن، بانگ کردن.
(نَ وَ) [ ع. ] (مص ل.) جنبش، حرکت، حرکت چیزی در جای خود.
(نَ. کَ دَ) (مص ل.) دستگیری کردن، کمک کردن.
(نُ یا نِ هُ تَ) [ په. ] ۱- (مص م.) پنهان کردن. ۲- (مص ل.) پوشیده شدن، پنهان شدن.
(نَ هَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- آشامیدن، نوشیدن آب. ۲- تشنه شدن.