سهستن
(سَ هِ تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- نمایان شدن، ظاهرشدن.
۲- نگریستن.
۳- ترسیدن، رمیدن.
(~. گِ رِ تَ) (مص ل.)= سمج گرفتن: مشغول شدن افراد سپاهی به کندن سوراخهایی در زیر قلعه دشمن.
(سَ لَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گردن نهادن، تحت اختیار درآمدن.۲ – پرداختن بهای جنس بیش از تحویل گرفتن آن.
(سَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- درود گفتن.
۲- بی گزند شدن.
۳- گردن نهادن. ؛ ~ علیک درود بر تو باد. ؛ ~ علیکم درود بر شما.