(~. رَ تَ) (مص ل.) ۱- لبریز شدن، پُر شدن. ۲- به پایان رسیدن. ۳- بی حوصله شدن.
(سَ. س پُ دَ) (مص ل.) تسلیم شدن، فرمان بردن.
(~. شُ دَ) (مص ل.) کنایه از: ۱- مردن. ۲- ناامید شدن.
(سَ. تَ) (مص ل.) سرد شدن، احساس سرما کردن.
(سَ. دَ) (مص ل.) کنایه از: تعلل ورزیدن.
(سُ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- کنایه از: خشمگین شدن. ۲- شرمسار شدن.
(~. دَ) (مص ل.) سرپیچی کردن.
(~. دَ) (مص ل.) نافرمانی کردن.
(~. تَ) (مص ل.) سرپیچی کردن.
(~. مَ دَ) (مص ل.)به پایان رسیدن.