رین
(رَ یا رِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) چرک، ریم.
۲- زنگ.
۳- حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است.
۳- (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل.
(رَ یا رِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) چرک، ریم.
۲- زنگ.
۳- حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است.
۳- (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل.
(دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- مدفوع کردن، تخلیه شکم کردن.
۲- کنایه از: خرابکاری کردن، کثافت کاری کردن.