مصدر لازم

رشن

(~.) [ ع. ] (مص ل.)
۱- مهمان ناخوانده گردیدن.
۲- داخل کردن سگ و مانند آن سر خود را در ظرف.

    رش

    (رَ شّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- آب پاشیدن.
    ۲- آب زدن به متاع برای سنگین شدن آن.

      رسیدن

      (رَ دَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- آمدن، وارد شدن.
      ۲- پیوند، تلاقی.
      ۳- پخته شدنِ میوه.
      ۴- کامل شدن، بالغ شدن.
      ۵- مواظبت کردن.
      ۶- اثر کردن، تأثیر گذاشتن.

        رسم

        (~.) [ ع. ] (مص ل.) کشیدن شکل یا خطی روی کاغذ، نوشتن، خط کشیدن.

          Scroll to Top