جوش خوردن
(خُ دَ) (مص ل.)
۱- به هم چسبیدن، به هم پیوند خوردن.
۲- سر گرفتن معامله.
(جَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) اجازه دادن، رخصت دادن.
۲- (اِ.) گذرنامه، پاسپورت.۳ – (مص ل.) گذشتن، گذشتن از جایی.
(جِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- کارزار کردن.
۲- جنگیدن در راه حق. ؛ ~ اصغر جنگ با دشمنان دین خدا. ؛ ~ اکبر جنگ با نفس و تحمل رنج برای مبارزه با امیال نفسانی.