مصدر لازم

تو

لک رفتن (~. رَ تَ) (مص ل.)
۱- پر ریختن مرغ در فصل معینی از سال.
۲- مجازاً دمق شدن.

    تهکم

    (تَ هَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- دست انداختن.
    ۲- خشم گرفتن.
    ۳- پشیمانی خوردن.
    ۴- ویران شدن.

      تهوید

      (تَ) (مص ل.)
      ۱- آواز به گلو برگردانیدن به نرمی.
      ۲- نیکو کردن آواز، سرود گفتن، اشغال یافتن به سرود و سماع، نرم بانگ کردن.

        Scroll to Top