(شُ دَ) (مص ل.) پایمال شدن.
(کِ دَ) (مص ل.) ترک کردن، دوری کردن.
(گِ رِ تَ) (مص ل.) ۱- رشد کردن. ۲- استوار شدن. ۳- دوام یافتن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) اصرار کردن، ایستادگی کردن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) مهمیز زدن و اسب را برانگیختن.
(دَ) ۱- (مص م.) ریختن، پراکنده کردن. ۲- (مص ل.) متلاشی شدن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) زایمان کردن، زا ی یدن.
(خُ دَ) (مص ل.) فریب خوردن.
(تَ) (مص ل.) پایدار بودن.
(دَ) (مص ل.) فرصت مناسب پیش آمدن.