مصدر لازم

بودن

(دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- وجود داشتن، هستی.
۲- حاضر بودن.
۳- اقامت داشتن.

    بود

    (مص مر.)
    ۱- وجود.
    ۲- هستی، سرمایه. بو دادن (دَ) (مص ل.) تفت دادن چیزی روی آتش، مانند تخمه و فندق و پسته و بادام و ذرت.

      بهت

      (بَ یا بُ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- سرگشته ماندن، خیره شدن.
      ۲- عاجز شدن، درمانده گشتن.

        بهتان

        (بُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- دروغ بستن، دروغ زدن.
        ۲- افتراء، نسبت بد دادن.

          پیمایش به بالا