(~. دَ دَ) (مص ل.) ۱- دمیدن. ۲- طلوع کردن. ۳- پدید شدن.
(بَ. دَ) (مص ل.) دور گشتن از راه اصلی.
(بَ. رِ دَ) (مص ل.) تحقیق کردن.
(بَ. زَ دَ) (مص ل.) ۱- پهلو به پهلو زدن. ۲- برابری و همسری کردن.
(~. زَ دَ) (مص ل.) دور شوید دور شوید گفتن.
(بَ جَ یا ج ِ تَ)(مص ل.)=برجهیدن: پریدن از پایین به بالا یا به عکس، جهیدن.
(بَ تَ) (مص ل.) ۱- ایستادن. ۲- بیدار شدن. ۳- طلوع کردن. ۴- از میان رفتن.
(~. اَ) (مص ل.) صرفنظر کردن از آن چیز.
(بَ. دَ) (مص ل.) استراحت کردن، آسایش یافتن.
(~. شُ تَ) (مص ل.) خشمگین شدن، غضبناک گردیدن.