مصدر لازم

انسلاخ

(اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پوست انداختن.
۲- گذشتن (ماه)، سپری شدن.
۳- سخت شدن.

    انسلاک

    (اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- داخل شدن، د ر آمدن در چیزی.
    ۲- به رشته کشیده شدن.

      انسجام

      (اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- روان بودن، روان شدن آب یا اشک.
      ۲- روان بودن کلام و عاری بودن از تکلف و تصنع.

        اندفاع

        (اِ دِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- دور شدن، برکنار شدن.
        ۲- بازداشته شدن، برکنار شدن.
        ۳- در ایستادن، درآمدن.

          Scroll to Top