مصدر لازم

انتقاض

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شکستن.
۲- به هدر دادن، تباه نمودن.
۳- (مص ل.) تباه شدن.

    انتصار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) یاری دادن.
    ۲- (مص ل.) یاری یافتن.
    ۳- پیروزی یافتن.

      انتاج

      ( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- نتیجه دادن، نتیجه گرفتن.
      ۲- زمان زایمان چهارپایان.

        انتجاع

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- به طلب نیکویی واحسان شدن.
        ۲- در طلب آب و علف رفتن.

          Scroll to Top