(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ورم کردن. نفخ کردن.
(اِ تِ) (مص ل.) روبند زدن، نقاب زدن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) نقش پذیرفتن، نگار بستن، ج. انتقاشات.
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) شکستن. ۲- به هدر دادن، تباه نمودن. ۳- (مص ل.) تباه شدن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) اندرز گرفتن، نصیحت پذیرفتن.
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نتیجه دادن، نتیجه گرفتن. ۲- زمان زایمان چهارپایان.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به طلب نیکویی واحسان شدن. ۲- در طلب آب و علف رفتن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) خودکشی کردن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) نسخه برداشتن از روی نوشتهای.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) دارای نسل شدن، فرزنددار شدن.