مصدر لازم

استنجاء

(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- رهایی یافتن.
۲- شستن جای پلید و نجس را که بول و غایط در آن بوده‌است و سنگ و کلوخ بدان جا مالیدن.

    استنزال

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.
    ۲- درخواست فرود آمدن.
    ۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.

      استمالت

      (اِ تِ لَ) [ ع. استماله ]
      ۱- (مص م.) دلجویی کردن.
      ۲- (اِمص.) دلجویی، نوازش.
      ۳- (مص ل.) میل کردن به سویی.

        استقلال

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- خودمختار بودن.
        ۲- اداره کشور با اختیار و آزادی بدون مداخله کشورهای بیگانه.

          استکبار

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) بزرگ د یدن کسی یا چیزی را.
          ۲- (مص ل.) تکبر کردن.
          ۳- خودنمایی، گردنکشی کردن.

            پیمایش به بالا