مصدر لازم

استعاده

(اِ تِ دِ) [ ع. استعاده ]
۱- (مص م.) بازگشت چیزی را خواستن.
۲- (مص ل.)عادت کردن.

    استرواح

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) آسایش جستن.
    ۲- (مص ل.) آسایش یافتن، برآسودن.
    ۳- بو گرفتن، گندیدن.

      استزاده

      (اِ تِ دِ) [ ع. استزاده ]
      ۱- (مص م.) فزون خواستن، فزونی طلبیدن.
      ۲- مقصر شمردن.
      ۳- (مص ل.) شکوه کردن، دلتنگی نمودن، ج. استزادات.

        استسعاد

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) نیکبختی خواستن.
        ۲- مبارک شمردن.
        ۳- یاری خواستن.
        ۴- (مص ل.) نیکبخت شدن.

          استرسال

          (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- به نرمی سخن گفتن.
          ۲- موی سر را به طرف پایین انداختن.

            Scroll to Top