مصدر لازم

مرثیه

(مَ یِ) [ ع مرثیه. ] (مص ل.) شعر یا سخنی که در مدح و سوگواری مرده خوانده شود.

    مرج

    (~.) [ معر. ]
    ۱- (اِ.) چراگاه.
    ۲- (مص م.) به چراگاه فرستادن چرنده.
    ۳- (~.) (مص ل.) چریدن چرنده.

      مرح

      (مَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- شادمان شدن.
      ۲- خرامیدن به ناز.
      ۳- تباه شدن.

        مربع نشستن

        (~. نِ شَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) چهارزانو نشستن. حالتی از نشستن برای مهتران و بزرگان که زیردستان در مقابلشان دو زانو می‌نشستند.

          مراوغت

          (مُ وَ غَ) [ ع. مراوغه ] (مص ل.)
          ۱- عیب جویی کردن.
          ۲- کشتی گرفتن، زو ر آزمایی کردن.
          ۳- یکدیگر را فریب دادن.

            پیمایش به بالا