مصدر لازم

مراوغت

(مُ وَ غَ) [ ع. مراوغه ] (مص ل.)
۱- عیب جویی کردن.
۲- کشتی گرفتن، زو ر آزمایی کردن.
۳- یکدیگر را فریب دادن.

    مراکردن

    (مِ کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- پیکار کردن، جدال کردن.
    ۲- کوس برابری زدن.

      مراجعه

      (مُ جَ عَ یا عِ) [ ع. مراجعه ] (مص ل.) رجوع کردن، بازگشتن، رفتن به جایی یا نزد کسی برای انجام کاری.

        مراعات

        (مُ) [ ع. مراعاه ] (مص ل.) رعایت یکدیگر را کردن. ؛ ~النظیر در علم بدیع آوردن کلماتی که به گونه‌ای با یکدیگر مناسبت و ارتباط داشته باشند.

          مرابطه

          (مُ بَ طَ یا طِ) [ ع. مرابطه ] (مص ل.)
          ۱- با هم رابطه داشتن.
          ۲- مداومت و مواظبت کردن.

            Scroll to Top