(کَ یا کِ) [ ع. ] (مص ل.) مکر، فریب.
(دَ) (مص ل.) کندن، کاویدن زمین.
(شُ دَ)(مص ل.)۱ – هماهنگ شدن ساز و آواز. ۲- کنایه از: شاد و خوشحال شدن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) جد و جهد کردن.
(دَ) (مص ل.) سعی کردن، جد و جهد کردن.
(~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- کوتاه و تنگ شدن. ۲- حقیر شدن.
(دَ) (مص ل.) کوچ کردن.
(مَ دَ) (مص ل.) صرف نظر کردن، گذشتن.
(کَ دَ) (مص ل.) تنبلی کردن، سهل انگاری کردن.
(کَ یا کُ دَ) (مص ل.) جمع کردن، اندوختن.