مصدر لازم

فروهشتن

(فُ. هِ تَ)
۱- (مص م.) پایین گذاشتن، بر زمین گذاشتن.
۲- آویزان کردن.
۳- (مص ل.) فرو افتادن.
۴- سست شدن.
۵- آویزان شدن.

    فرو شدن

    (فُ. شُ دَ) (مص ل.)
    ۱- پایین رفتن.
    ۲- به زیر رفتن.
    ۳- فرود رفت.
    ۴- غروب کردن، ناپدید شدن.
    ۵- داخل شدن.
    ۶- غوطه ور شدن.
    ۷- غرق شدن.
    ۸- انحطاط یافتن، سقوط کردن.
    ۹- نابود شدن.
    ۱۰ – پوشیده ماندن.

      فرو نشستن

      (~. نِ شَ تَ) (مص ل.)
      ۱- پایین نشستن.
      ۲- ته نشین شدن.
      ۳- از شدت چیزی کم شدن.
      ۴- خاموش شدن.
      ۵- آرام شدن، تسکین یافتن.

        Scroll to Top