مصدر لازم

فرح

(فَ رَ) [ ع. ] (مص ل.) شاد شدن، شادمان گردیدن، مسرور گشتن.

    فراغ افتادن

    (~. اُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- آسوده شدن. خلاص شدن.
    ۲- کاری را به پایان رساندن و آسوده گشتن.

      فراست

      (فَ سَ) [ ع. فراسه ] (مص ل.)
      ۱- سواری کردن.
      ۲- مهارت داشتن در اسب – شناسی.

        Scroll to Top