مصدر متعدی

نقض

(نَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- شکستن.
۲- ویران کردن، منهدم کردن.
۳- شکستن عهد و پیمان.

    نقد کردن

    (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
    ۱- چک یا جنسی را به پول تبدیل کردن.
    ۲- مطرح کردن ضعف و قوت یک اثر.

      نفض

      (نَ) [ ع. ] (مص م.) تکاندن گرد و غبار (از پارچه و جز آن)، برافشاندن.

        نظره

        (نَ رَ یا رِ) [ ع. نظره ] (مص م.)
        ۱- یک بار نگریستن، یک دفعه نظر انداختن.
        ۲- لمحه.
        ۳- هیأت.
        ۴- رحمت. ج. نظرات.

          نعت

          (نَ) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) ستایش، مدح.
          ۲- (مص م.) وصف کردن کسی یا چیزی به نیکی.
          ۳- صفت. ج. نعوت.

            نظاره

            (نِ رِ) [ ع. نظاره ]
            ۱- (اِمص.) زیرکی، فراست.
            ۲- (مص م.) در فارسی: نگاه کردن، تماشا کردن.

              پیمایش به بالا