مصدر متعدی

تقریب

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- نزدیک کردن.
۲- چهار نعل تاختن اسب.
۳- قربانی کردن.

    تقریض

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بریدن، قطع کردن.
    ۲- شعر گفتن.
    ۳- مدح کردن.
    ۴- ذم گفتن (اضداد).

      تقریظ

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- ستودن.
      ۲- مطلبی را در تجمید کتاب یا نوشته‌ای نوشتن.

        تقسم

        (تَ قَ سُّ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پراکنده گشتن.
        ۲- (مص م.) پراکنده کردن.

          Scroll to Top