بازآوردن
(وَ دَ) (مص م.) برگرداندن، دوباره آوردن.
(کَ دَ) (مص م.)۱ – باد زدن.
۲- فخر فروختن، فیس کردن.
۳- به فروش نرفتن کالا و ماندن روی دست صاحبش.
۴- کسی را به کاری صعب برانگیختن، تیر کردن.
۵- محو ک ردن.
۶- دمیدن در سازهای بادی و به صدا درآوردن آنها.