(کَ دَ) (مص م.) ۱- کمک کردن. ۲- نیرو بخشیدن.
(کَ دَ) (مص م.) همراه نمودن.
(دَ) (مص م.) یافتن، پیدا کردن.
(وَ دَ) (مص م.) به خاطر آوردن، متذکر کردن.
(دَ) (مص م.) آموختن، آموزاندن.
(گ ِ ر ِ تَ) (مص م.) ۱- آموختن، ۲- حفظ کردن، از بر کردن.
(تَ)(مص م.)برکشیدن، بیرون کشیدن شمشیر از نیام.
(هِ) [ ع. ] (مص م.) برانگیختن، کارزار کردن.
(هُ. کَ دَ) (مص م.) مسخره کردن، بی آبرو کردن.
(هَ دَ) [ په. ] (مص م.) ۱- برکشیدن، بیرون کشیدن. ۲- پوست کندن.