(اَ دَ) (مص م.) ۱- ریختن و پاشیدن. ۲- کنایه از: خرج کردن.
(اَ شُ دَ) (مص م.) ۱- عصاره گرفتن. ۲- محکم کردن.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- انجام دادن. ۲- یکی از بابهای ثلاثی مزید فیه در زبان عربی.
(اَ دَ) (مص م.) ۱- رام کردن، مسخّر داشتن. ۲- جادو کردن.
(~. کَ دَ) (مص م.) مسخره کردن، به ریشخند گرفتن.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) آشکار کردن، فاش نمودن.
(اَ دَ) (مص م.) ۱- روشن کردن، درخشان ساختن. ۲- مشتعل کردن.
(اَ دَ)(مص م.)۱ – برانگیختن. ۲- پریشان ساختن.
(اَ دَ) (مص م.) ۱- بلند ساختن، افراشتن. ۲- زینت دادن.
(اَ تَ) (مص م.) افراختن.