مصدر متعدی

اشتقاق

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- شکافتن، نیمه چیز ی را گرفتن.۲ – بیرون آوردن کلمه‌ای از کلمه دیگر که در لفظ و معنی بین کلمه اصلی و کلمه دوم مناسبتی وجود داشته باشد. ج. اشتقاقات.

    اشتهاء

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- آرزو کردن.
    ۲- میل به غذا داشتن. ؛ ~ی کسی را کور کردن میل به خوردن را در کسی از میان بردن.

      اشپیختن

      (اِ تَ) (مص م.)
      ۱- پاشیدن، ریختن و پراکنده کردن.
      ۲- ترشح کردن. اشبیختن و اشپوختن و اشبوختن هم گویند.

        اشتباک

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) به هم در شدن، به هم پیوستن، در آمیختن، شبکه شبکه شدن.

          اشارت

          (اِ رَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) با دست چیزی را نشان دادن.
          ۲- با حرکت دست و چشم و ابرو مطلبی را القا کردن.
          ۳- (اِ.) دستور، فرمان.
          ۴- رمز، ایماء.
          ۵- (اِمص.) تقریر، بیان. اشاعت (اِ عَ) [ ع. اشاعه ] (مص م.)
          ۱- شایع کردن، پراکندن.
          ۲- فاش نمودن

            پیمایش به بالا