مصدر متعدی

استلات

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- غذای اطراف کاسه را با انگشت پاک کردن و خوردن.
۲- کنایه از: خوردن تا ته ظرف.

    استلحاق

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- فراخواندن کسانی را برای به هم آمدن، درخواست ملحق گردیدن.
    ۲- دعوی کردن که فرزند از آن من است، به خود نسبت دادن.

      استکتاب

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- طلب نوشتن چیزی را کردن.
      ۲- نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.

        استفراد

        (اِ تِ)
        ۱- (مص ل.) تنها شدن به چیزی، تنها رفتن پی کاری.
        ۲- تنها کردن کاری را.
        ۳- تنهائی خواستن، خواستار تنهائی بودن.
        ۴- (مص م.) کسی را از میان گروه به تنهایی برگزیدن.

          Scroll to Top