مصدر متعدی

استفاضه

(اِ تِ ض ِ) [ ع. استفاضه ] (مص م.)
۱- طلب فیض کردن.
۲- عطا خواستن.
۳- فاش و م نتشر شدن خبر.

    استفراد

    (اِ تِ)
    ۱- (مص ل.) تنها شدن به چیزی، تنها رفتن پی کاری.
    ۲- تنها کردن کاری را.
    ۳- تنهائی خواستن، خواستار تنهائی بودن.
    ۴- (مص م.) کسی را از میان گروه به تنهایی برگزیدن.

      استفعال

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- طلب فعل کردن.
      ۲- نام یکی از باب‌های ده گانه ثلاثی مزید در صرف زبان عربی که با افزودن «اِست.» در آغاز فعل مجرد ساخته می‌شود و معنی آن درخواست چیزی کردن و خواستار آن چیز گردیدن است. چنان که استخراج به معنی بیرون آوردن است.

        استقاء

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- آب از چاه برکشیدن، آب کشیدن.
        ۲- آب خواستن، طلب آب.
        ۳- نوشاندن آب و شراب.

          استقالت

          (اِ تِ لَ) [ ع. استقاله ] (مص م.)
          ۱- فسخ بیع را خواستار شدن، پایان گرفتن معامله را خواستن.
          ۲- خواستار عفو و بخشایش شدن.

            پیمایش به بالا