مصدر متعدی

اسبال

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) باران باریدن.
۲- بسیار سخن گفتن بر کسی.
۳- (مص م.) جاری کردن، روان ساختن.

    ازهاق

    ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)۱ – نیست کردن، نابود کردن.
    ۲- گذراندن تیر از هدف.
    ۳- شناختن در رفتار.

      ازعاج

      ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- از جا برکندن، از جا برانگیختن.
      ۲- بریدن.
      ۳- فرستادن.
      ۴- بی آرام ساختن.
      ۵- راندن.

        ازالت

        (اِ لَ) [ ع. ازاله ] (مص م.)
        ۱- طرد کردن، دور کردن.
        ۲- زایل کردن، از بین بردن.

          پیمایش به بالا