مصدر متعدی

مثافنت

(مُ فَ یا فِ نَ) [ ع. مثافنه ] (مص م.)
۱- مجالست کردن، هم زانو نشستن.
۲- یاری کردن.

    مباثت

    (مُ ثَّ) [ ع. مباثه ] (مص م.)
    ۱- سرّ خود را نزد کسی فاش کردن.
    ۲- از کسی غم – خواری و اندوه گساری طلبیدن.

      ماندن

      (دَ) [ په. ]
      ۱- (مص ل.) اقامت کردن.
      ۲- عقب افتادن.
      ۳- درمانده و ناتوان شدن.
      ۴- شبیه بودن، مانند بودن.
      ۵- تعجب کردن.
      ۶- شکیبیدن، صبر کردن.
      ۷- (مص م.) سپردن، واگذاردن.
      ۸- باقی گذاشتن، به جا گذاشتن.

        پیمایش به بالا