سبک
(سَ بْ) [ ع. ]
۱- (اِ.) طرز، شیوه.
۲- روشی خاص که هنرمند ادراک و احساس خود را بیان میکند.
۳- (مص م.) فلز ذوب شده را در قالب ریختن.
(سَ بْ) [ ع. ]
۱- (اِ.) طرز، شیوه.
۲- روشی خاص که هنرمند ادراک و احساس خود را بیان میکند.
۳- (مص م.) فلز ذوب شده را در قالب ریختن.
(~. کَ دَ) (مص م.)
۱- سهل کردن، آسان نمودن.
۲- پاک کردن، خالی کردن.
۳- اطلس کردن، ستردن نقش و نگار.
۴- ستردن موی، تراشیدن موی.
۵- چیزی را از چیزی جدا کردن مثلاً طلا را از نقره و عسل را از موم.
(زَ یا زِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نمو کردن، افزون شدن.
۲- (مص م.) نمو دادن.
۳- نامی است از نامهای مردان.