رفع
(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بالا بردن، برکشیدن.
۲- ترقی دادن.
۳- برطرف کردن.
(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- پیچیدن پی را بر پیکان تیر.
۲- پای بر پای پیچیدن.
۳- سنگ بر هم نهادن در بنا.
(~.) [ ع. ] (مص م.)
۱- بند کردن و بازداشتن کسی را.
۲- اصلاح کردن میان قومی را.
۳- افساد کردن (از اضداد است)
۴- چاه کندن.
۵- در زیر خاک پنهان کردن چیزی را.
۶- در گور کردن مرده را.
۷- دانستن امور قوم و خبر آنها.