مصدر متعدی

رفع

(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بالا بردن، برکشیدن.
۲- ترقی دادن.
۳- برطرف کردن.

    رغم

    (رَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- برخلاف میل کسی عمل کردن.
    ۲- غلبه کردن، به خاک مالیدن.

      رصف

      (رَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- پیچیدن پی را بر پیکان تیر.
      ۲- پای بر پای پیچیدن.
      ۳- سنگ بر هم نهادن در بنا.

        رشف

        (رَ) [ ع. ] (مص م.) مکیدن آب یا مایعی دیگر را، نوشیدن همه آبی را که در ظرف است.

          رشوه

          (رِ یارُ وِ) [ ع. رشوه ] (مص م.) دادن پول یا مال دیگر به کسی برای انجام کارِ ناحق.

            رس

            (~.) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- بند کردن و بازداشتن کسی را.
            ۲- اصلاح کردن میان قومی را.
            ۳- افساد کردن (از اضداد است)
            ۴- چاه کندن.
            ۵- در زیر خاک پنهان کردن چیزی را.
            ۶- در گور کردن مرده را.
            ۷- دانستن امور قوم و خبر آن‌ها.

              پیمایش به بالا