مصدر متعدی

راندن

(دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- بیرون کردن.
۲- راه انداختن چهارپا.
۳- طرد کردن.

    ذوب کردن

    (ذُ. کَ دَ) [ فا – ع. ] (مص م.)
    ۱- گداخته کردن، آب کردن.
    ۲- درجه حرارت موادی مانند سنگ، یخ، فلز و غیره را بالا بردن تا گداخته شود و سیلان یابد.

      ذکر کردن

      (ذِ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
      ۱- یاد کردن، نام بردن.
      ۲- بیان کردن.
      ۳- تسبیح گفتن، تهلیل.

        دیدن

        (دَ) [ په. ] (مص م.)
        ۱- نگاه کردن.
        ۲- زیارت کردن.
        ۳- عیادت کردن.
        ۴- صلاح دانستن، مصلحت دیدن.

          Scroll to Top